کد خبر : 146143

شهیدی راکه دست بسته به آتش می کشند در چهاردم بهار سال 1345 در ایستگاه راه آهن  سپید دشت بدنیا آمد و در چهار سالگی به علت کار پدر به ایستگاه تنگ 7 منتقل گردید. مقطع ابتدائی را در همان منطقه به پایان رساند و در سال 1356 به اندیمشک نقل مکان کردند. سال دوم […]

شهیدی راکه دست بسته به آتش می کشند

در چهاردم بهار سال 1345 در ایستگاه راه آهن  سپید دشت بدنیا آمد و در چهار سالگی به علت کار پدر به ایستگاه تنگ 7 منتقل گردید. مقطع ابتدائی را در همان منطقه به پایان رساند و در سال 1356 به اندیمشک نقل مکان کردند. سال دوم راهنمایی بود که مصادف شد با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در سال 1357، با استقرار نظام مقدس اسلامی و آشنایی مردم با اهداف انقلاب و ترویج دین و استقبال مردم از این حرکت اسلامی و دینی شهید کریم صفری نیز خودرا  موظف می دانست که در اعتلای این انقلاب و آگاهی از این حرکت و رواج تفکر اسلامی گام بر دارد و از همان ابتدا علاقه شدیدی به خواندن کتاب و نشریات حوزه و دانشگاه داشت به طوری که تمام شماره های نشریه مکتب اسلام را بصورت مشترک دریافت نموده و اکنون نیز موجود می باشد.

شهید از همان دبیرستان کار های فرهنگی زیادی انجام می داد و علاقه ایشان مورد توجه دوستان قرار گرفت و در روابط عمومی سپاه پاسداران در سالهای 60و61 به فعالیت مشغول گردید. با شروع جنگ جهت خدمت به تدارکات رزمندگان و نیز مجروحین اعزامی به بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک وارد جهاد سازندگی شد و مدتی نیز در آنجا مشغول کارهای امداد و فعالیت فرهنگی شد.  سپس به همراه یکی از دوستان به بنیاد شهید رفته و کارهای فرهنگی فرزندان و برادران شهدا را به عهده گرفت و سالها در همان نهاد انقلابی مشغول خدمت به بازماندگان شهدا و فعالیت فرهنگی شد.

به علت مشغله زیاد در شهرستان ، سال آخر دبیرستان را به شهر اصفهان رفته و در آنجا مدرک دیپلم را اخذ نمود و در آنجا نیز دست از کارهای فرهنگی بر نداشته بدین گونه که در مسابقات قرآن استان شرکت کرده و موفق به کسب مقام اول شد. به محض اتمام درس دو باره به شهرستان اندیمشک بازگشت و تصمیم رفتن به حوزه علمیه قم را گرفت. ابتدا نظر پدر را پرسید و ایشان گفتند:« خدمت به اسلام در هر کجا پسندیده است و من هیچ مخالفتی ندارم ولی برای توصیه می گویم در جایی خدمت به اسلام را انتخاب کن که مشکلات بیشتری را به همراه دارد و وجود تو می تواند موثرتر واقع گردد».شهید توصیه پدر را با بسیاری مورد مشورت قرار داد و بالاخره تصمیم گرفت وارد ارتش جمهوری اسلامی شود. در آزمون فوق شرکت کرد و مدت آموزش را پشت  سر گذاشت و در لشکر 77 خراسان مشغول به خدمت گردید.بعد از چندی که در منطقه سومار استقرار داشت به مسئولیت قسمت اطلاعات گروهان خود آمد و در همان منطقه در پی یک عملیات ایذائی مجروح گردید و تمام و سایل و مدارک ایشان از جمله شناسنامه شهید بدست دشمن افتاد.

بخاطر شجاعت شهید در چند ماموریت شناسایی از طرف فرمانده لشکر 77 خراسان مفتخر به دریافت نشان شجاعت گردید و مورد تقدیر و شکر قرار گرفت. در تاریخ7/1/67 منافقین کافر و رژیم بعث در منطقه فکه عملیاتی را انجام می دهند و موفق به پیشترفت می شوند و در همین منطقه ستوانیکم کریم صفری به دست منافقین می افتد و به نقل از یکی از مجروحین این عملیات، وی را دست بسته به آتش می کشند و بدن سوخته شهید بعد از گذشت 7روز در تاریخ14/1/67 تحویل خانواده داده می شود و در بهشت زهرای اندیمشک در جوار دیگر برادرش، شهید حمید رضا صفری بخاک سپرده می شود.

قسمتی از وصیت نامه شهید کریم صفری

سلام بر پیامبر بزرگ اسلام، سلام بر امام زمان (عج) و نائب بر حقش و منجی ایران از چنگال ظالمان و منافقان حضرت امام خمینی.

وصیت نامه خویش را در حالی آغاز می کنم که هیچگونه انتظار شهادت ندارم، چرا که هنوز خود را تصفیه شده و خالص نمی بینم و در دل آرزوها برای انقلاب و ارتش دارم که امیدوارم به آنها برسم. می دانم نوشتن کلمات و جملاتیکه بدرد این جامعه بخورد بسیار است لیکن عمل کردن به آنها توسط افراد جامعه کمتر امیدوارم.سفارش می کنم احترام بمقام ولایت فقیه و گوش فرادادن و عمل بی قید و شرط به فرمایشات و فتاوی ایشان، که حق بزرگی بر گردن ما ملت ایران بلکه جهان مسلمان دارد، ایشان را اطاعت کنید، همانطور که فرامین ائمه را گردن می نهید. به تمام جوانهای بی هدف و ی مقصد که در خیابانها قدم می زنند و بر معابر می ایستند و کارشان نق زدن است نصیت می کنم  بیائید دست در دست برادران خود به آبادانی و ساختن این ملت و مملکت کمک کنید ابتدا به اصلاح نفس خویش، سپس به اصلاح جامعه بپردازید.

سرباز سربازان اسلام، کریم صفری