کد خبر : 146148

 1- مادرش می گفت: قبل از عملیات برای خدا حافظی سفارشهایی به من کرد ، اول مرا به صبر و استقامت و عمل به سفارشات ائمه (ع) کرد و گفت:« می خواهم مثل حضرت زینب پیام شهدا را به گوش همه برسانید و ادامه داد که چون فصل امتحانات بچه های مدارس است، راضی نیستم […]

 1- مادرش می گفت: قبل از عملیات برای خدا حافظی سفارشهایی به من کرد ، اول مرا به صبر و استقامت و عمل به سفارشات ائمه (ع) کرد و گفت:« می خواهم مثل حضرت زینب پیام شهدا را به گوش همه برسانید و ادامه داد که چون فصل امتحانات بچه های مدارس است، راضی نیستم که از بلند گو در مراسم من استفاده کنید، شاید باعث رنجش خاطر کسی شود»

 2- مادرش می گفت: تمام کارهای غسل و کفن او را خودم انجام داده ام هیچگونه زخمی بر پیکر نداشت ، فقط بر محل سجده گاهش سوراخ ریزی وجود داشت که محل اصابت تیر دشمن بود. بر اساس کنجکاوی از دوستانش نحوه شهادت را  جویا شدم ، گفتند : اذان صبح که شد او برروی خاکریزی رفته و اقدام به قرائت اذان صبح نمود که مورد اصابت قرار گرفت و در سحر گاه 2/1/1361 در عملیات فتح المبین به معبود رسید.

 3- صندلی جلسه امتحان خرداد ماه او را دوستانش با یکدسته گل آذین بسته بودند. همه همکلاسیها مهربانی او را به یاد داشتند. دقایقی از جلسه امتحان نگذشته بود که مادرشهید محمد رضا اختیار قناد با جعبه ی شیرینی وارد سالن امتحان شد و به همه بچه ها با دست خود شیرینی تعارف می کرد ، سکوت سنگینی بر جلسه حکمفرما بود که با گریه های بچه ها شکسته شد . یادش گرامی باد.

4- قسمتی از وصیت نامه شهید محمد رضا اختیار قناد

به ملت عزیز ایران به عنوان یکی از اعضای این امت بپاخواسته این پیام را دارم که فقط و فقط به سخنان امام توجه کنند و آنها را گوش بدهند و به آنها عمل کنند  شاید بعضی هنوز شخصیت امام را نفهمیده اند و درک نکرده اند و یا اینکه فهمیده اند و نمی خواهند باور کنند.

من پیامم به آنها بعنوان یک برادر کوچکتر این است که در باره شخصیت بارز این پیر مرد هشتاد ساله و فرزند راستین حسین(ع) یعنی آقای امام خمینی بیشتر تحقیق کنید، ملت عزیز ایران و امت بپا خواسته قدر امام را بدانید ، بخدا سوگند شاید بعضی از شما ها قدر امام را حالا ندانید ولی خدا نکرده زبانم لال اگر…. خدایا مرا ببخش ، پروردگارا مر عفو کن، الهی او را نگهدار.