کد خبر : 146152

گردان می خواست برای عملیات به خط برود. او کوچکترین عضو گردان بود و لاجرم نامش را برای نگهبانی چادرها نوشتند وو قرار شد بماند.اما او محکم و استوار وارد چادر فرماندهی شدو گفت: « چه کسی می خواهد جلوی مرا بگیرد؟ من باید در عملیات شرکت کنم.» فرماندهمان با او خیلی صحبت کرد، اما […]

گردان می خواست برای عملیات به خط برود. او کوچکترین عضو گردان بود و لاجرم نامش را برای نگهبانی چادرها نوشتند وو قرار شد بماند.اما او محکم و استوار وارد چادر فرماندهی شدو گفت: « چه کسی می خواهد جلوی مرا بگیرد؟ من باید در عملیات شرکت کنم.» فرماندهمان با او خیلی صحبت کرد، اما او زیر بار نمی رفت.دست آخر هم خطاب به فرمانده گفت:« باشد! مرا نبرید. من می روم به امام زمان (عج) شکایت می کنم.» وقتی این حرف را زد فرماندهمان گفت:« تو هم بیا» سر انجام بسیجی نوجوان  مصطفی سگوند راق در همان عملیات ( آزادی خرمشهر) جواز  ورود به بهشت را گرفت و جاودانه شد.

نیمه شب از خواب بلند شد ، در هوای سرد غسل شهادت کرد ، لباس نو پوشید و به خود نیز عطر و گلاب زد و آنگاه از ضمیر جان آیات سبز قرآن را تلاوت نمود. این امر موجب تعجب دوستان شد. یکی از آنها پرسید مصطفی چه خبر شده؟ و او با لبخند صمیمی پاسخ داد: « دیشب در عالم رویا مشاهده کردم سواری سبزپوش آمده سنگر ما و می گوید: مصطفی! فردا منتظرت هستیم! یقین دارم که فردا شهید خواهم شد»

 

قسمتی از  وصیت نامه شهید مصطفی سگوند راق

جنگ جنگ تا پیروزی ما مرد جنگیم(امام خمینی) پس از سلام و دورود بی پایان به رزمندگان اسلام ، پدر جان من امروز که عازم جبهه جنگ با کفر جهانی هستم می خواهم برای آرزوئی که دارم این راه را که راه حسین و علی و دیگر رهبران اسلام است ادامه دهم ، در باره من هیچ گونه نگرانی نداشته باشید. با  عشق و علاقه به جبهه می روم که اگر با امید خدا سعادت شهید شدن را داشتم پیروزیم. و اگر شهید هم نشدم پیروزیم چون این حرف امام امت است که می گوید:« یا شهید شویم یا زنده بمانیم پیروزیم» به امید نابودی کفر جهانی بسر کردکی آمریکای  خیانتکار و صدام خائن.