کد خبر : 154581

06

محسن پورفولادچی پژوهشگرتاریخ  معاصر ششم آذر ماه سال1322 ه.ش در جریان جنگ جهانی دوم، کنفرانسی در تهران برگزار شد. نشستی فوق استراتژیک که کنفرانس تهران نام گرفت. این کنفرانس هم در آینده جنگ و هم در آینده ایران بسیار بااهمیت بود. قبل از بررسی این رویداد مهم تاریخی، لازم است اوضاع و تحولات سه سال […]

محسن پورفولادچی
پژوهشگرتاریخ  معاصر

ششم آذر ماه سال1322 ه.ش در جریان جنگ جهانی دوم، کنفرانسی در تهران برگزار شد. نشستی فوق استراتژیک که کنفرانس تهران نام گرفت. این کنفرانس هم در آینده جنگ و هم در آینده ایران بسیار بااهمیت بود. قبل از بررسی این رویداد مهم تاریخی، لازم است اوضاع و تحولات سه سال آغازین جنگ جهانی دوم را به اختصار مرور کنیم.

جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر سال 1939م مصادف با۹ شهریور۱۳۱۸ آغاز شد. با آغاز جنگ، ایران مانند جنگ جهانی اول اعلام بی‌طرفی کرد. این‌بار نیز بی‌طرفی زیاد طول نکشید و با حمله متفقین به ایران، بی‌طرفی موجب برکناری ایران از آسیب‌های جنگ نشد. جنگ جهانی دوم را می‌توان ادامه جنگ جهانی اول نامید. جنگی که البته ریشه در توسعه‌طلبی حکومت‌ها نیز دارد. گاهی این توسعه‌طلبی از راه دیپلماسی به وقوع می‌پیوندد و حکومت‌ها را به اهداف توسعه طلبانه خود می‌رساند و گاهی با جنگ. رژیم آلمان نازی که در سال۱۹۳۳در آلمان روی کار آمده بود، بلافاصله رویه‌ توسعه ‌طلبانه‌ای اتخاذ کرد. نازی‌ها طی چند سال اقتصاد آلمان را از ورشکستگی نجات دادند، پیمان ورسای را زیرپا نهادند و همچنین از طریق یک دیپلماسی پیچیده، کشورهای اتریش و چکسلواکی را به خاک آلمان افزودند، اینک مسأله بندر دانتزیگ (گدانسک) بود. این بندر مهم تجاری قبل از جنگ جهانی اول متعلق به آلمان بود اما طبق پیمان ورسای به یک بندر آزاد تبدیل شد و تحت نظارت لهستان قرار گرفت. از آنجا که ساکنان دانتزیگ همگی آلمانی بودند، تسلط لهستان بر آن به هیچ وجه مطابق میل آدولف هیتلر نبود. اما رژیم نازی می‌دانست تجاوز به خاک لهستان مشکلات بسیاری در پی‌خواهد داشت. شوروی از دیرباز چشم طمع به همسایه غربی‌اش دوخته بود و نفوذ آلمان در لهستان عملاً به رویارویی کمونیسم و فاشیسم می‌انجامید. از سوی دیگر، هیتلر بخوبی دریافته بود که در صورت هجوم به لهستان، بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلان جنگ خواهند داد. لذا، تصمیم گرفت که پیش از شروع جنگ، شوروی را از دایره رقبای آلمان خارج کند. از این‌رو در۲۳ اگوست۱۹۳۹ مصادف با31 مرداد سال1318یک هفته پیش از شروع رسمی جنگ جهانی دوم انعقاد پیمان عدم تعرض میان شوروی و آلمان موجب بهت و حیرت جهانیان شد: پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ.
پس از اعلام پیمان آلمان و شوروی، دولت بریتانیا سریعاً اقدامات احتیاطی را به عمل آورد و به واحدهای دفاع ساحلی دستور داده شد که مواضع لازم را اشغال کنند و آماده رویارویی باشند. از سوی دیگربه دولت‌های مشترک المنافع و مستعمرات تلگراف شد که حالت خطر اعلام کنند.
پیمان مولوتف – ریبن‌تروپ هفت بند داشت و در مهم‌ترین آنها تصریح شده دو کشور از پیمان‌های نظامی علیه هم پشتیبانی نکرده، به یکدیگر حمله نخواهند کرد و در صورت بروز جنگ میان یکی از این دو کشور با کشور ثالث، بی‌طرف خواهند ماند. قرارداد بویژه اطمینان می‌داد که آلمان از ژاپن در جنگ اعلام نشده علیه اتحاد جماهیر شوروی در امتداد مرز منچوری، مغولستان پشتیبانی نمی‌کند.
این پیمان دارای یک صورتجلسه‌ الحاقی فوق سرّی نیز بود که شرق اروپا را در صورت تغییر جغرافیای سیاسی این منطقه به مناطق تحت نفوذ آلمان و شوروی تقسیم می‌کرد. پس از این توافق، آلمان با اطمینان از جانب شوروی، حمله خود را به لهستان در ساعت 5/4بامداد اول سپتامبر۱۹۳۹ (۹ شهریور۱۳۱۸) آغازکرد. از آنجا که فرانسه و بریتانیا، قراردادهای تضمین امنیتی با لهستان داشتند، طبق تعهدات خود در تاریخ ۳ سپتامبر۱۹۳۹ (11 شهریور۱۳۱۸) در حرکتی از قبل هماهنگ شده به آلمان نازی اعلان جنگ دادند و در نخستین اقدام نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا و نیروی دریایی فرانسه به محاصره دریایی آلمان پرداختند. ۱۷سپتامبر۱۹۳۹ (25 شهریور۱۳۱۸) و پس از آنکه شوروی موفق به امضای تفاهمنامه آتش‌بس با ژاپن در خلال حمله ژاپن به شوروی و مغولستان شد به لهستان حمله کرد و نیمه شرقی آن را که پیش از آن در چارچوب پیمان مولوتوف-ریبن‌تروپ با آلمان نازی بر سر آن به توافق رسیده بود اشغال کرد. ۳۰نوامبر۱۹۳۹ (8 آذر۱۳۱۸) یعنی۳ ماه پس از شروع جنگ جهانی دوم به فرمان ژوزف استالین، ارتش سرخ به خاک کشور فنلاند حمله کرد. فنلاند در جریان جنگ اول جهانی ۱۹۱۸-۱۹۱۴ از روسیه تزاری جدا شده بود و کشور مستقلی محسوب می‌شد. سرانجام، استالین توانست بخش شرقی فنلاند را تصرف کند و در روز ۱۲ مارس سال۱۹۴۰ (21 اسفند ۱۳۱۸)با این کشور پیمان صلح را امضا کرد.
اتحاد جماهیر شوروی پس از اشغال بخش شرقی لهستان، مرزهای خود را به سمت مغرب گسترش داد و در ژوئن۱۹۴۰استونی، لیتوانی و لتونی را ضبط کرد. آلمان نازی در گام اول موفق شد فرانسه، هلند، بلژیک و لوکزامبورگ را تصرف کند. شکست‌های پی‌درپی برای متفقین باعث شد نویل چمبرلین استعفا دهد. در۱۰مه۱۹۴۰ (20 اردیبهشت۱۳۱9) وینستون چرچیل به جای نویل چمبرلین نخست‌وزیر بریتانیا شد.
در حالی که آلمان نازی و ایتالیا درگیر نبرد فرانسه بودند شوروی توانست با یک انتخابات نمایشی برخی کشورهای منطقه بالتیک را ضمیمه خاک خود کند. (استونی، لیتوانی و لتونی) در سال۱۹۴۰ایتالیا عملیات نظامی در آفریقا را آغاز کرد و توانست در نخستین گام سومالی  را که جزئی از مستعمره بریتانیا بود به تصرف درآورد و پس از آن به مصر حمله کرد.
در پایان سپتامبر۱۹۴۰پیمان سه جانبه‌ای میان آلمان، ایتالیا و ژاپن منعقد شد. هر سه کشور اعلام کردند که هر کشوری بجز اتحاد جماهیر شوروی در حوزه نفوذ آنها وارد شود با پاسخ هر سه کشور روبه‌رو خواهد شد. پس از انعقاد این پیمان رومانی که در جریان رشته حمله‌های شوروی به شرق و شمال اروپا بخشی از خاک خود را از دست داده بود از آن کشور خواست که خاک اشغال شده رومانی را ترک کند که با پاسخ منفی شوروی روبه‌رو شد.
در30 مه1941 (9خرداد۱۳20) نیروهای  مشترک هندی و انگلیسی در بصره پیاده شده و پس از زد وخورد با نیروهای عراقی بغداد را تصرف کرده و حکومت رشید عالی گیلانی را ساقط نمودند. رهبر عراقی به ایران و سپس به آلمان پناهنده شد و امیر عبدالله نایب السلطنه و نوری سعید نخست‌وزیر طرفدار بریتانیا مجدداً زمام امور عراق را در دست گرفتند. در 8 ژوئن نیز نیروهای مشترک بریتانیا و فرانسه آزاد (طرفداران ژنرال دوگل) به سوریه و لبنان حمله کردند و در عرض چند هفته ارتش فرانسه مقیم آن دو کشور را شکست داده سواحل شرقی مدیترانه را تصرف نمودند.
ظاهراً قرار براین بود که آلمان و شوروی به مدت ده سال به خاک یکدیگر تجاوز نکنند اما دو سال بعد هیتلر به دلیل زیاده‌خواهی استالین و دست‌اندازی شوروی به بعضی از مناطق، قرارداد را زیر پا گذارد.«در22ژوئن1941 (اول تیرماه1320) واقعه‌ای رخ داد که دنیا را با شگفتی روبه‌رو ساخت و اهمیت ایران را از لحاظ استراتژیکی به چند برابر افزایش داد. در سحرگاه آن روز ارتش نیرومند آلمان خاک شوروی را مورد حمله قرار داد و ظرف چند روز شکست‌های فاحشی به ارتش سرخ که غافلگیر شده و انتظار چنین حمله ناگهانی را نداشت وارد کرد و قسمت بزرگی از خاک آن کشور را  نیز تصرف کرد. این بار هدف آلمان‌ها نیروهای دفاعی شوروی، تصرف مسکو، لنینگراد، کیف و رسیدن به چاه‌های نفت قفقاز بود.
نخست‌وزیر بریتانیا وینستون چرچیل، در برابر این واقعه سریعاً دست اتحاد به سوی شوروی دراز کرد و با وجود آن همه دشمنی و رقابت و اختلافات سیاسی و مسلکی که بین این دو کشور وجود داشت برای مقابله با خطر مشترک ناچار شدند با روس‌ها در صف واحدی قرار بگیرند.
در این هنگام شوروی در مقابل حملات برق‌آسای ارتش آلمان نیاز مبرمی به اسلحه، مهمات و دارو پیدا کرد. دولت انگلیس تصمیم گرفت خطوط ارتباطی بین خلیج فارس و سرحد شوروی را حفظ کند تا به این وسیله در درجه اول مهمات و وسایل جنگی مورد نیاز شوروی‌ را به جبهه روسیه برساند و سپس هرگاه شوروی‌ احتمالاً در جنگ با آلمان شکست خورد بتواند رأساً از چاه‌های نفت خاورمیانه و راه ارتباطی هند دفاع کند.
در27 ژوئن1941 (6 تیرماه1320) یعنی پنج روز پس از حمله آلمان به شوروی، سراستافورد کریپس سفیر بریتانیا در مسکو با عجله از لندن به محل مأموریتش مراجعت کرد و مذاکرات او منجر به امضای موافقتنامه 12ژوئیه1941 (21تیرماه1320) شد که به موجب آن دولتین متهعد شدند اولاً هیچگونه مذاکرات جداگانه‌ای برای متارکه جنگ با آلمان بدون جلب رضایت طرف دیگر ننمایند و ثانیاً هر گونه کمک نظامی لازم را در جنگ با دشمن مشترک به یکدیگر برسانند. آنگاه مسأله رساندن اسلحه و مهمات به جبهه روسیه مطرح شد. بریتانیا راه ایران را که مطمئن‌ترین و کوتاه‌ترین راه بود و راه‌آهن سراسری آن از خلیج فارس به دریای خزر بهترین وسیله نقلیه به شمار می‌رفت پیشنهاد کرد. در ابتدا روس‌ها در مورد حمله به ایران که دارای ارتش مدرن و مجهز به بهترین سلاح‌های آن روز بود اظهار تردید کردند و حاضر نشدند مبادرت به جنگ در دو جبهه بنمایند. اما بریتانیایی‌ها در این خصوص به آنها اطمینان کافی دادند که در ظرف چند روز موفق به از بین بردن مقاومت ارتش ایران و اشغال کشور خواهند شد و به این ترتیب در17ژوئیه در مورد حمله به ایران بین نمایندگان دو کشور توافق به عمل آمد.
سحرگاه روز25اوت1941 (سوم شهریور 1320) درست یازده روز بعد از انتشار منشور آتلانتیک که طی آن چرچیل و فرانکلین روزولت، آزادی و استقلال و حق تعیین سرنوشت را برای کلیه ملل جهان شناخته بودند، کشور بی‌طرف ایران از شمال و جنوب و غرب مورد تجاوز قرار گرفت.
اشغال نظامی به این ترتیب آغاز شد که نیروهای شوروی مرکب از دو تیپ پیاده نظام و موتوری تحت فرماندهی ژنرال نوویکوف درسه ستون وارد ایران شدند. در همان روز هواپیماهای شوروی تبریز و رشت و رضائیه و قزوین را بمباران کردند و روز بعد نیز حومه تهران را مورد حمله قرار داده روی پایتخت اوراق تبلیغاتی علیه رضاشاه و آلمانی‌ها فرو ریختند.
از جبهه دیگر نیروهای بریتانیایی حملات خود را از ناحیه غرب و جنوب غربی آغاز نمودند. فرماندهی عملیات را ژنرال سر آرچیبالدویول فرمانده کل نیروهای بریتانیایی در خاورمیانه، شخصاً عهده‌دار شده و مرکز ستاد خود را در خلیج فارس در یک کشتی جنگی قرار داده بود. وی از چند روز قبل به ژنرال‌کوینان فرمانده نیروهای انگلیسی مقیم عراق دستور داده بود که خود را آماده تصرف تأسیسات نفت خوزستان و کرمانشاه و بنادر و ایستگاه‌های راه‌آهن جنوب بنماید و به ناوگان بریتانیایی مقیم خلیج فارس نیز امر کرد نیروی دریایی ایران را که در خرمشهر متمرکز شده بود از بین ببرد.
در نیمه شب24اوت یک ستون از قوای مختلط انگلیسی و هندی از بصره عزیمت و در نهایت سکوت و آرامش از اروندرود عبور کرده در سحرگاه روز بعد در ساحل ایران پیاده شدند و خرمشهر و آبادان را مورد هجوم قرار دادند. در همان هنگام کشتی‌های جنگی انگلیسی تحت فرماندهی دریادار آرباتنوت ناوگان نیروی دریایی جوان ایران را زیر آتش شدید توپخانه گرفته یکی پس از دیگری به قعر دریا فرستادند. سربازان و ملوانان ایرانی مقاومت سختی از خود نشان داده و تمام آن روز مانع پیشرفت قوای انگلیسی شدند. در این عملیات دریادار بایندر فرمانده نیروی دریایی و650 افسر و ملوان ایرانی به شهادت رسیدند و در حدود ساعت هشت آن شب پالایشگاه آبادان به دست انگلیسی‌ها افتاد و ارتش 120 هزار نفری ایران ظرف 6 روز از هم پاشید و فرمانده کل قوای آن تبعید شد.
به این ترتیب بی‌طرفی ایران در جریان جنگ جهانی دوم نیز نادیده گرفته شد و تمامیت ارضی آن مورد تجاوز بیگانگان قرار گرفت و کشور به اشغال قوای
بیگانه درآمد.
دو سال از اشغال ایران می‌گذشت. در همان آغاز هجوم، رضا شاه از سلطنت عزل و پسرش محمد رضا پهلوی بنا به پیشنهاد بریتانیا و موافقت استالین به جای وی بر تخت سلطنت نشانده شد. از اول آذر سال1322 دوره سیزدهم مجلس شورای ملی به پایان رسیده و مجلس سیزدهم تعطیل شده بود.
با آنکه از ابتدای سال1943ارتش آلمان در کلیه جبهه‌ها با شکست مواجه و مشغول عقب نشینی بود ولی برای هماهنگ ساختن مساعی متفقین و بخصوص گشایش جبهه دوم در خاک اروپا که مورد تقاضای شوروی‌ها بود ملاقاتی بین سران کشورهای بزرگ که رهبری جنگ علیه آلمان را به‌عهده داشتند ضروری به نظر می‌رسید. به پیشنهاد مارشال استالین رهبر شوروی، تهران برای اجتماع سران کشورهای شوروی، بریتانیا و امریکا در نظر گرفته شد. اما متفقین به هیچ وجه دولت ایران را در جریان کنفرانس نگذاشتند و از مذاکرات آن نیز اطلاعی به دولت میزبان خود ندادند. بنا به دلایل امنیتی نمایندگی‌های سیاسی3 قدرت متفق نیز تا آستانه این نشست از خبر تشکیل و تاریخ آن بی‌اطلاع نگه‌ داشته شده بودند. روز 25 نوامبر1943 (3 آذر 1322) مارشال استالین از مسکو و روز بعد پرزیدنت روزولت و وینستون چرچیل از قاهره وارد تهران شدند و در28نوامبر1943 (6 آذر1322) کنفرانس تاریخی تهران که اثرات مهمی در جریان جنگ جهانی داشت در پایتخت کشور ما تشکیل شد.
دیدار و مذاکرات سرانِ3 قدرتِ متفق ایالات متحده امریکا، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی در تهران در خلال جنگ جهانی دوم، از لحاظ تصمیم‌گیری درباره استراتژی جنگ و پس از جنگ برضد قدرت‌های محور یعنی آلمان، ژاپن و ایتالیا و به سبب مکان این گردهمایی و همچنین طرح و بحث پاره‌ای مسائل و خواسته‌های میزبان اجلاس، برای ایران ارزش حیاتی داشت.
کلیه جلسات مذاکره سران متفقین، در محل سفارت شوروی (پارک اتابک سابق) در تهران که فاصله آن از سفارت بریتانیا فقط به اندازه عرض یک خیابان بود بر پا ‌شد تا رفت و آمد اعضای شرکت‌کننده سریعتر و حفاظت از آنان نیز آسانتر انجام بگیرد.
در بدو امر، روزولت رئیس جمهوری امریکا محل اقامت خود را در سفارت امریکا قرار داد اما به دلیل آنکه محل مذکور تا سفارت شوروی حدود نیم مایل فاصله داشت، از آنجا نقل مکان کرده و به دعوت استالین در ساختمانی که در داخل محوطه سفارت شوروی قرار داشت اقامت گزید. زیرا مولوتف ادعا کرده بود توطئه قتل سران سه کشور متفق، بوسیله مأموران امنیتی شوروی کشف شده است.
البته اقامت روزولت در یک محل امن، برای اجتناب از خطرات احتمالی ناشی از حرکت در خیابان‌ها، بسیار معقول به نظر می‌آمد. ولی اینکه واقعاً توطئه‌ای برای کشتن او در جریان بوده، مطلبی است که آنچنان نمی‌توانست قابل پذیرش باشد. زیرا پس از خاتمه کنفرانس بر ملا شد که هیچ توطئه‌ای در این زمینه وجود نداشت.»
در مدتی که کنفرانس تهران جریان داشت اقداماتی به منظور حفظ منافع ایران و روشن نمودن وضع کشور بعد از جنگ، از طرف زمامداران ایران به‌عمل آمد. علی سهیلی نخست‌وزیر و محمد ساعد مراغه‌ای وزیر امور خارجه، با ویاچسلاو مولوتوف و آنتونی ایدن وزیران خارجه شوروی و بریتانیا و ژنرال پاتریک هرلی مشاور مخصوص رئیس جمهوری امریکا ملاقات و مذاکره نمودند و تذکاریه‌ای در باره ایران در دوران جنگ به نفع متفقین تسلیم آنان نمودند. براساس این تذکاریه اعلامیه‌ای در اول دسامبر1943 (9 آذر 1322) به امضای روزولت و چرچیل و استالین رسید که به اعلامیه تهران معروف شد. همچنین یکی از موارد مهم کنفرانس تهران خروج نیروهای متفقین از ایران، 6 ماه پس از خاتمه جنگ بود و مورد دیگر اینکه ایران پل پیروزی نامیده شد. این عنوان البته برای تشکر از ایران نبود بلکه منظور این بود که به جهان بفهمانند که اگر کمک‌های امریکا به شوروی از طریق ایران نبود شوروی پیروز نمی‌شد.
نتایج کنفرانس تهران که به مدت چهار روز ادامه داشت از لحاظ جریان جنگ عبارت بود از ضد حمله بزرگ ارتش سرخ در تابستان1944و بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی و اروپای شرقی و همچنین ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن نیروهای مشترک امریکایی و انگلیسی و کانادایی و فرانسه آزاد در نرماندی. ارتش آلمان که از دو طرف در میان ضربات سهمگین قوایی که به مراتب از آنان قویتر بودند قرار گرفته بود نتوانست پایداری کند و بتدریج ایتالیای مرکزی، فرانسه، بلژیک و کشورهای اروپای شرقی را تخلیه کرد و به مرزهای خود عقب نشینی کرد. در خلال برگزاری کنفرانس تهران محمد رضا پهلوی هم به سفارت شوروی می‌رفت و در کنفرانس شرکت می‌کرد. در جریان برگزاری کنفرانس، چرچیل و روزولت به دیدن شاه ایران نیامدند و او را در همان سفارت شوروی ملاقات کردند، ولی استالین شخصاً به دیدار محمد رضا آمد.
متن اعلامیه سه دولت شرکت‌کننده در کنفرانس تهران، بدین شرح در مطبوعات ایران در مورخ 14آذر سال1322 منتشر شد:
«رئیس جمهوری کشورهای متحده امریکا، نخست‌وزیر اتحاد جماهیر شوروی و نخست‌وزیر ممالک متحده انگلستان پس از مشورت بین خود و نخست‌وزیر ایران مایلند موافقت سه دولت را راجع به مناسبت خود با ایران اعلام دارند. دولت‌های کشورهای متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی و ممالک متحده انگلستان کمک‌هایی را که ایران در تعقیب جنگ علیه دشمن مشترک و مخصوصاً در قسمت تسهیل وسایل حمل و نقل مهمات از ممالک ماوراءبحار با اتحاد جماهیر شوروی بعمل آورده تصدیق دارند.
سه دولت نامبرده تصدیق دارند که این جنگ مشکلات اقتصادی خاصی برای ایران فراهم آورده و موافقت کردند که با عملیات جنگی و جهانی بر آنها تحمیل می‌کند و کمبود وسایل حمل‌ونقل در دنیا همچنین کمی مواد خام و سایر حوایج کشوری کمک‌های اقتصادی خود را تا حد امکان به دولت ایران ادامه بدهند.
راجع به دوره بعد از جنگ، کشورهای متحده امریکا و اتحاد جماهیرشوروی و ممالک متحده انگلستان با دولت ایران موافقت دارند که هر نوع مسائل اقتصادی که در پایان مخاصمات ایران با آن مواجه باشد مورد توجه کامل قرار گیرد.
دولت‌های کشورهای متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی و ممالک متحده انگلستان در حفظ استقلال و حاکمیت و تمامیت ارضی ایران با دولت ایران اتفاق نظر دارند و به مشارکت ایران با سایر ملل صلح دوست در برقراری صلح بین‌المللی و امنیت و سعادت بعد از جنگ بر طبق اصول منشور آتلانتیک که مورد قبول هر چهار دولت است استحضار دارند.
اول دسامبر1943امضای وینستون چرچیل. ژوزف استالین.فرانکلین دلانو روزولت»
بر اساس نوزدهمین جلسه دوره هفتم انجمن شهر تهران در روز دوشنبه21/9/1322مصوب شد سه خیابان بزرگ شهر تهران به‌نام مارشال استالین-روزولت– چرچیل نامگذاری شود. 1. خیابان شمالی جنوبی واقع در ضلع شمالی شاهرضا قریب دروازه دولت که منتهی به سفارت کشورهای متحده امریکا می‌شود به‌نام روزولت2. خیابان واقع در ضلع شمالی سفارت کبرای دولت اتحاد جماهیر شوروی به نام خیابان استالین3. خیابان واقع در ضلع شمالی سفارت کشورهای متحده انگلستان به نام خیابان وینستون چرچیل.
منابع  در دفتر روزنامه موجود است.