روزی که اردشیر تسلیم نشد... - پایگاه خبری اندیمشک جوان
  • تاریخ انتشار خبر : پنج شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ | کد خبر : 191825
  • روزی که اردشیر تسلیم نشد…

    مینی بوس با سر و صدای فراوان هر روز با تعدادی مسافر جاده اندیمشک – دزفول را طی می کرد ، این خودروی رنگ و رو رفته حاصل یک عمر تلاش و زحمت پدر "اردشیر" بود که از طریق آن امرار معاش خانواده را تأمین می کرد .

    مینی بوس با سر و صدای فراوان هر روز با تعدادی مسافر جاده اندیمشک – دزفول را طی می کرد ، این خودروی رنگ و رو رفته حاصل یک عمر تلاش و زحمت پدر “اردشیر” بود که از طریق آن امرار معاش خانواده را تأمین می کرد . او هر روز صبح با نگاهی به آسمان بخشنده و ابر سخاوت حضرت دوست تا پاسی از شب ، با صورتی گشاده مسافران این دو شهر همسایه را جابجا می نمود و برخی اوقات نیز “اردشیر” در کنار پدر مددکار او در این مسیر بود .
    آن روز رژیم پهلوی از فرار شاه در بُهتی غریب و شوکی عظیم به سر می برد و عوامل دست نشانده  با گشودن رگبار بر سینه جوانان “چهارشنبه سیاه” شهر را رقم زده و نیروهای نظامی با احاطه  بر شهر و نیز با زور اسلحه سعی در قدرت نمایی داشتند ، آنان هنوز از راهپیمایی گسترده مردم خشمگین و از فرو افتادن مجسمه شاه در میدان راه آهن اندیمشک پریشان بودند
    در امتداد مسیر جاده اندیمشک – دزفول برخی نیروهای نظامی مستقر و با تهدید و ارعاب مسافرین را مورد بغض خود قرار می دادند در همین حال بود که مینی بوس پدر “اردشیر” مورد بازرسی قرار گرفت و نیروهای رژیم ستمشاهی از او خواستند که با نصب عکس شاه در شیشه جلوی مینی بوس و گفتن “جاوید شاه” به مسیر خود ادامه دهند ، پدر “اردشیر” با صورتی ارغوانی به چهره جوانش نگاهی کرد و “اردشیر” با دلی به وسعت دریا درخواست نظامیان را نپذیرفت و خشم آنان را دو چندان کرد ، خشمی که به شلیک گلوله مبدل و سینه پرحرارت “اردشیر” را نشانه گرفت و این جوان خوش سیمای شهر را در آغوش “پدر” آسمانی کرد و این گونه بود که  “سید اردشیر موسوی” تسلیم نشد و بهای آن را با وصال به محبوب پرداخت و یکی از هشت شهید شهرم در دوران انقلاب لقب گرفت .

     

    عباس اسلامی پور

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "روزی که اردشیر تسلیم نشد…"
    
    
    آخرین اخبار
    پربازدید ترین ها