کد خبر : 191826

پس از فرار محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ماه از ایران در ۱۳۵۷، روز بعد از آن یعنی در چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۵۷ در شهرهای اندیمشک و دزفول و در روز بعد از آن ۲۸ دی ماه در مسجد سلیمان حادثه‌ای بوقوع پیوست که در دوران مبارزات انقلابی مردم استان چهارشنبه سیاه نام گرفت.

اندیمشک جوان ،در این روزها مردم این شهرها مورد تهاجم و هجوم بی سابقه نظامیان رژیم پهلوی قرار گرفته و تعدادی زیادی از مردم بی دفاع شهید و مجروح شده و اموال بسیاری به غارت رفت. این نوشتار بدنبال واگویی بخشی از این حوادث و بررسی تأثیر آن به عنوان یک عامل شتاب دهنده در پیروزی انقلاب اسلامی است. این حادثه به ترتیب بعد از ظهر چهارشنبه در دزفول و شب هنگام تا بامداد در اندیمشک و روز پنج شنبه در مسجد سلیمان بوقوع پیوسته است که به همین ترتیب در این مقاله بیان شده است.
در این تحقیق علاوه بر استفاده از اسناد رسمی ثبت شده در مطبرعات آن زمان، گزارشهای موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی و نیز بنیاد شهید استان ، چندین ساعت مصاحبه با افراد حاضر در حادثه و یا مطلع و آگاه انجام پذیرفته و سعی گردیده در هر بخش کلیه مطالب بر اساس اسناد معتبر و رسمی ارائه گردد.

۱- حادثه دزفول و اندیمشک

با اعلام خبر فرار شاه در روز ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ موجی از شادی و خوشحالی بین مردم دزفول انتشار یافت. مردم این خطه از میهن اسلامی در روز قبل از آن تخلیه ساختمان ساواک که به عنوان دستگاه مخوف و سرکوبگر رژیم شناخته می‌شد را جشن گرفته بودند که در روز ۲۶ دی ماه با اعلام فرار محمدرضا پهلوی از کشور این جشن و خوشحالی مردم تکمیل گردید.
مردم دزفول در همین روزها بنا به دستور حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر خوشرفتاری با ارتشیان در یک راهپیمایی کم نظیر ضمن دادن گل و شیرینی و میوه به برادران ارتشی خود با آنان روبوسی کرده و حلقه‌های گل را به لوله‌ی مسلسل‌های آنها آویخته، جلوه‌های زیبایی از تصرف دل‌ها به وسیله حسن خلق را به نمایش گذاشتند.
در هنگام شب به دستور سرتیپ غفاریان فرمانده تیپ ۲ زرهی دزفول مجسمه‌های محمدرضا پهلوی از سطح شهر جمع آوری و در صبح ۲۷ دی ماه مردم شهر در میدان مرکزی اجتماع و تنها مجسمه باقی مانده از پهلوی ها یعنی مجسمه رضا خان را نیز به پایین کشیدند.

با توجه به برخورد مناسب مردم با نظامیان، احتمال وقوع خطری داده نمی‌شد ولی در هنگام ظهر ناگهان خبر حادثه اهواز در شهر منتشر گردیده و بلافاصله با استفاده از بلندگوهای مساجد به مردم دزفول اعلام شد که احتمال وقوع این حادثه در این شهر نیز وجود دارد و لازم است مردم هوشیار باشند.

حادثه در ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر با خروج تانک‌ها و خودروهای تیپ ۲ زرهی از درب شمالی پادگان آغاز شد و نیروهای نظامی در ساعت ۵ به شهر یورش آوردند. تعدادی از نظامیان بهمراه خانواده‌های خود و به صورت کارناوال در سطح شهر حرکت نموده و شعارهای جاوید شاه سر دادند.

در این حادثه به سوی مردم تیراندازی مستقیم صورت گرفته که باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از مردم بی دفاع گردید همچنین در خیابان‌های اصلی شهر تقریبا مغازه‌ای نبود که تخریب نشده و یا آتش نگرفته باشد. در این هجوم منازل مسکونی و مطلب پزشکان و داروخانه‌ها نیز در امان نبودند.

مهاجمان در حدود ساعت ۱۰ شب به سمت کوی چهارم آبان در خارج شهر دزفول حمله نمودند. این کوی قریب ۳۰۰ منزل داشت که کارمندان سازمان آب و برق ساکن آنجا بودند و در آن زمان حدود نیمی از برق کشور را تأمین می‌نمودند. مهاجمان در منطقه ایجاد رعب و وحشت نموده و به هفت منزل وارد و وسایلش را تخریب کرده و به گلوله بستند.

با توجه به فاصله زمانی بوجود آمده جوانان انقلابی در تشکیلاتهای مخفی به صورت آماده باش درآمده و خود را برای مواجهه آماده نمودند. در تعدادی از مناطق نیروهای انقلابی بوسیله نارنجکهای دست‌ساز به تانکها هجوم آورده و باعث عقب نشینی آنها شدند. همچنین در مناطقی دیگر از طریق بلندگوهای مساجد شعارهای انقلابی پخش گردید.

واکنش‌های به حادثه

۱- اولین واکنش در تظاهرات روز اربعین مردم دزفول تجلی یافت. مردم با وجود حکومت نظامی و عزادار بودن در شهادت همشهریان خود تنها دو روز بعد از حادثه، تظاهراتی باشکوه برگزار نمودند.

۲- اعلامیه‌ای با امضای نظامیان طرفدار مردم تیپ ۲ زرهی دزفول منتشر شد که در آن حادثه‌ را حاصل توطئه فرمانده تیپ ۲ و گروهی از افسران اعلام نمودند.

۳- اعلامیه‌ی با امضای روحانیون دزفول منتشر و در آن ادعای استاندار در خصوص تعرض نیروهای انقلابی به همسر یکی از درجه‌داران را غیرواقع اعلام نمودند.

۴- مقامات دادگستری نیز در نامه

‌ای سرگشاده به رئیس دیوان عالی کشور خواستار اعزام هیأتی جهت بررسی فجایع و مجازات عاملان آن شدند.

در این حادثه حدود ۱۰ تن از مردم دزفول شهید و ۳۰ تن مجروح شدند. صدها مغازه غارت و ۱۱۲ اتومبیل پارک شده در خیابان توسط تانکها له شدند.
بررسی حوادثی نظیر برگزاری مراسم روز اربعین، مراسم ۲۸ صفر سالروز رحلت پیامبر اعظم(ص) و حضرت مجتبی (ع) که درآن ضمن برگزاری مراسم عزاداری تظاهرات گسترده‌ای نیز برپا شد، تظاهرات گسترده روز دهم بهمن ماه با حمایت جامعه روحانیت، برگزاری تظاهرات در روز ۱۲ بهمن و تغییر اسامی  خیابان‌ها و اماکن عمومی، حرکت حدود دوهزار نفر از مردم دزفول در حالی که پرچم‌های سبز رنگ در دست داشتند با اتومبیل و موتور سیکلت به سمت اندیمشک که هنگام عبور از جلوی پادگان نیروی هوایی شعار«برادر هوایی، تو نور چشم مایی» سردادند، عزیمت تعدادی زیادی از مردم دزفول جهت استقبال از حضرت امام خمینی به تهران، پیوستن ارتش به مردم و خلع سلاح شهربانی و ژاندارمری و موارد دیگر نشان دهنده عدم تأثیر این حادثه بر عزم و اراده مردم انقلابی دزفول است.
حادثه اندیمشک
حادثه چهارشنبه سیاه در اندیمشک از حدود ساعت ۸ بعد از ظهر آغاز و تا بامداد پنج‌شنبه ادامه داشته است. نیروهای نظامی تقریبا بعد از اتمام حمله به دزفول به سوی اندیمشک آمده و تقریبا مشابه همان جنایات را در این شهر انجام دادند.
خبر فرار شاه در اندیمشک در حالی منتشر شد که مردم این شهر در حال تظاهرات بودند.
در روز چهارشنبه مردم در ابتدا مجسمه باقی مانده از خاندان پهلوی‌ها، یعنی مجسمه رضا خان را پایین کشیدند.در بعد از ظهر چهارشنبه شهربانی در اقدامی تعجب آور اعلام می‌نماید که دیگر متصدی حفظ امنیت شهر نیست و به همین جهت تعدادی از جوانان انقلابی در قالب گروههای اقدام به تقسیم بندی شهر و برنامه‌ریزی جهت حفاظت از آنها نمودند.
در این هنگام و حدود ساعت ۸ ناگهان نیروهای نظامی اقدام به محاصره و بستن ورودیهای اصلی شهر نموده و بلافاصله اقدام به تیراندازی و هجوم به مردم نمودند.
در اندیمشک به دلیل اینکه حادثه در شب به وقوع پیوست تعداد هفت شهید و ۱۳ زخمی گزارش شده است ولی نظامیان با استفاده از تاریکی شب به غارت گسترده مغازه‌ها بخصوص طلا فروشیها، لوازم خانگی‌ فروشیها و … اقدام نمودند و پنج خانه را نیز به وسیله تانک ویران کردند.

واکنش به حادثه
بعد از این حادثه، مردم غیور اندیمشک بزرگترین تظاهرات اندیمشک را برپا نموده و با حضور بیش از ۳ هزار نفر با حرکت به سوی شهربانی برعلیه مسبین این حادثه شعار دادند.

حاکمان نظامی استان در خصوص علت حادثه اندیمشک به بیان علتی واهی پرداخته و علت را هتک حرمت نیروهای انقلابی به همسر یکی از درجه‌داران رژیم عنوان نمودند. سرتیپ غفاریان از شب قبل از حادثه با تحریک نظامیان زمینه‌سازی‌های لازم را انجام داد.

در صبح حادثه نیز با سخنرانی در جمع نیروهای پادگان با ذکر ماجرای واهی هتک حرمت همسر یکی از درجه‌داران فریاد می‌زند که یا چادر به سرتان نمایید و یا به شهر حمله کنید. در حدود ساعت ۱ بعد از ظهر هلی کوپتر حامل سپهبد جعفریان استاندار خوزستان در پشت بام پاسدارخانه فرود آمده و استاندار، فرمانده ضد اطلاعات و فرمانده رکن دوم پیاده و سپس فرمانده گروهان ها به اتاق جنگ احضار و در جلسه‌ای از ساعت ۱۳:۳۰ تا ۱۵ شرکت می نمایند. بعد از این جلسه تعدادی از درجه‌داران در جلوی اتاق تیمسار تجمع نموده و شعار «ما شاه می‌خواهیم» سر می‌دهند و سپهبد جعفریان قول می‌دهد که ظرف ۴۸ ساعت شاه را به ایران برمی گرداند البته با کمک آنها!

تیمسار غفاریان عکس شاه را بر سینه قرار داده و بالای نفربر ایستاده و یکی از درجه‌داران بوسیله تفنگ سربازان را تهدید می‌نماید که هر کس برای سرکوب به شهر هجوم نبرد مغزش را متلاشی می‌کند.
سرانجام همان طور که ذکر شد  در ساعت ۱۶:۳۰ نیروهای نظامی به سوی شهر اندیمشک هجوم آوردند.

تیمسار غفاریان دو روز بعد از حادثه افراد را درمیدان پادگان جمع و به دلیل خلق جنایت از آنها تشکر نموده و دستور می‌دهد که سربازانی که به دستور حضرت امام قصد فرار داشتند و در حین فرار دستگیر شده‌اند شکنجه شوند.