کد خبر : 206634

۹۱۰۳۱_۱۷۲

روایت شده: آن موقعى که على علیه السّلام شهید شد هیچ سنگى در أطراف بیت المقدس نبود مگر اینکه خون ‏آلوده شد.

پس أمیر المؤمنین أهل خانه خود را که دوازده مرد بودند جمع کرد و عده‏اى هم از شیعیان آن بزرگوار حاضر بودند، على علیه السّلام حمد و ثناى خداى را بجاى آورد و فرمود: خداى رؤف دوست دارد که سنّت پیغمبر خود حضرت یعقوب را درباره من عملى کند زیرا که یعقوب علیه السّلام فرزندان خود را که دوازده مرد بودند جمع کرد و فرمود: من دوست دارم که یوسف را وصىّ خود قرار دهم پس شما حرف او را گوش کنید و امر او را اطاعت نمائید!. من نیز حسن و حسین را وصى خود میگردانم پس شما حرف آنان را گوش دهید و امر آنان را اطاعت کنید!.
عبد اللّه یا عبید اللّه متوجه أمیر المؤمنین شد و گفت: محمّد بن حنفیه وصىّ شما نیست؟ على علیه السّلام فرمود: آیا در موقع زنده بودن من جرئت میکنى (و با وصیّت من مخالفت مینمائى؟) گویا: من مى‏بینم که تو در خیمه او درحالى‏که ذبح شده باشى یافت خواهى شد.
على بن أبی طالب علیه السّلام امام حسن را وصىّ خود نمود، اسم أعظم خدا و نور و حکمت و آنچه که از پیغمبران به ارث باقى مانده بود بحضرت امام حسن تسلیم کرد، بامام حسن فرمود: موقعى که من مردم مرا غسل میدهى و کفن میکنى و حنوط نموده داخل قبر مینمائى! همین‏که خشت لحد مرا چیدى اولین خشت را برمى‏دارى و مرا میطلبى ولى مرا نخواهى یافت.
شهادت على بن أبی طالب علیه السّلام در شب جمعه (۲۱) ماه رمضان بوده و عمر آن حضرت (۶۵) سال بوده که (۳۵) سال آن را با حضرت محمّد بن
عبد اللّه صلى اللّه علیه و آله بسر برد، و (۳۰) سال دیگر را بعد از آن بزرگوار، على علیه السّلام در پشت کوفه در غرى (نجف اشرف) دفن گردید.
۴- روایت کرده‏اند که أمیر المؤمنین علیه السّلام بامام حسن علیه السّلام دستور داد که آن حضرت با برادرش امام حسین علیهما السّلام جلو تابوت را بلند کنند و در آن موضعى که تابوت توقف کرد گودالى کنده شود زیرا که آنان قبرى را پیدا مینمایند که آن را حضرت نوح علیه السّلام براى أمیر المؤمنین کنده است، پس آن دو بزرگوار على علیه السّلام را در آن قبر دفن کردند.
۵- روایت شده که جنازه أمیر المؤمنین بسوى مسجد سهله منتقل شد و در آنجا شترى یافته شد که خوابیده بود، پس جنازه آن بزرگوار را بر پشت شتر نهاده آن را از جاى خود بلند کردند و بدنبال آن شتر رفتند، همین‏که آن شتر در غرى (نجف اشرف) توقف کرد و خوابید در همان مکان گودالى کنده شد و قبر کنده‏اى پیدا شد، پس جنازه حضرت على علیه السّلام طبق وصیّتى که کرده بود در آن قبر دفن گردید جنازه حضرت آدم و حضرت نوح و على بن أبی طالب علیهم السّلام در یک قبر قرار دارد. برداشتن جنازه حضرت أمیر المؤمنین و بخاک سپردن آن حضرت در شب انجام گرفت، غیر از امام حسن و امام حسین علیهما السّلام کسى متصدى غسل و کفن آن بزرگوار نشد.
۶- روایت شده: موقعى که ابن ملجم لعنت اللّه علیه أمیر المؤمنین را ضربت زد و آن حضرت را از مسجد بمنزل آوردند و مردم در أطراف على علیه السّلام جمع شدند آن بزرگوار حمد و ثناى خداى را بجاى آورد و فرمود: هر مردى به آنچه که از آن فرار میکند خواهد رسید، نفس إنسانى بطرف أجل رانده خواهد شد، فرار از مرگ رسیدن به آن‏ است، چه بسا روزگارى را که گذراندم و مرگ را در بین آنها جستجو کردم ولى خدا موت را از من پنهان کرد، هیهات که دانستن موقع مرگ علمى است نامعلوم.
أما وصیّت من براى شما اینست که چیزى را براى خدا شریک قرار ندهید، سنّت حضرت محمّد صلى اللّه علیه و آله را ضایع نکنید، این دو ستون اسلام را بپادارید تا آن موقعى که از دین خدا و سنّت رسول رمیده نشوید شما را مذمت و سرزنشى نخواهد بود، هر مردى را بقدر طاقتش تکلیف خواهد بود، خداى مهربان و دین مقدس اسلام و امام دانشمند تکلیف را بر أشخاص جاهل و نادان تخفیف داده‏اند.
ما، در سایه‏هاى شاخه‏هاى درختان و محل وزیدن بادهائى که وزیدن آنها در زمین از بین رفت و زیر سایه‏هاى أبرهائى که در هوا نابود شدند زندگى میکردیم (کنایه از این است که دنیا بقاء و دوامى ندارد) من براى شما همسایه‏اى بودم که چند روزى بدنم مجاور شما بود، چشم بر هم نهادن من براى شما موعظه‏اى است که از سخن بلیغ و روشن مهمتر است، من شما را نظیر مردى وداع مینمایم که در انتظار ملاقات باشد، فردا است که اثرهاى من مورد گفتگو قرار خواهد گرفت و اسرار و نیتهاى خوب من براى شما فاش میگردد، سلام من تا روز مرگ بر شما باد.
من در روز پیش با شما هم صحبت بودم، امروز براى شما وسیله عبرت قرار گرفتم، فردا است که از شما جدا خواهم شد، اگر من باقى باشم اختیار خون خود را دارم و اگر فانى شدم فرداى قیامت وعده‏گاه من میباشد، عفو و گذشت بپرهیزکارى نزدیکتر است، پس‏ شما نیز عفو و گذشت داشته باشید تا خدا هم از من و شما عفو فرماید آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد در صورتى که خدا آمرزنده و مهربانست؟.
۷- روایت شده: آن موقعى که على علیه السّلام شهید شد هیچ سنگى در أطراف بیت المقدس نبود مگر اینکه خون‏آلوده شد.
۸- روایت شده که ابن عباس گفت: در آن شبى که در صبح آن على علیه السّلام شهید شد من در خواب دیدم که گویا: کوه أبو قبیس شکسته و قطعه‏قطعه شد و در أطراف کعبه فرو ریخت، خانه کعبه با شهر مکه و أطراف آن بطورى از گرد و غبار کوه أبو قبیس تاریک شد که مردم یکدیگر را نمیدیدند. من گفتم: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ «۱» من چقدر خوف دارم از اینکه نکند أمیر المؤمنین علیه السّلام شهید شود. ابن عباس میگوید:
خبر قتل على علیه السّلام در همان شبى که من آن خواب را دید بمن رسید.