کد خبر : 37659

پل قدیم کرخه بقایایی از سه هزار سال قبل از میلاد

اندیمشک جوان، کورش ایزدمهر رئیس اداره میراث فرهنگی اندیمشک در بازدید از پل قدیم کرخه گفت: این پایه پل متعلق به دوره عیلامی است که از اینطرف رودخانه به شهر آوان بوده است، کاربری آن پل و هم پل بند بوده است که 3500 سال قبل از میلاد مسیح ، این نقطه برای آبرسانی چغازنبیل […]

اندیمشک جوان، کورش ایزدمهر رئیس اداره میراث فرهنگی اندیمشک در بازدید از پل قدیم کرخه گفت: این پایه پل متعلق به دوره عیلامی است که از اینطرف رودخانه به شهر آوان بوده است، کاربری آن پل و هم پل بند بوده است که 3500 سال قبل از میلاد مسیح ، این نقطه برای آبرسانی چغازنبیل استفاده می شده است بعلت اختلاف ارتفاع چغازنبیل با رود دز آب رود کرخه یک مسیر 45 کیلومتری راطی کرده و از طریق یک کانال آب را به چغا زنبیل انتقال می داده اند،  و تا سالهای قبل نیز وجود داشته و به نهر هرموشی معروف بوده است.

هم اکنون پل ساسانی کرخه در مسیر ارتباطی اندیمشک – دهلران در شمال پل آهنی جدید واقع شده است.  این پل در روزگار ساسانیان ساخته شده است،  آثار یک دهانه و یک پایه سنگی،  با ملات گچ و تخته سنگ های تراشیده شده و بازمانده دیواری وجود دارد که اکنون پل پیشین کرخه یا پل نادری نامیده می شود.  وجه تسمیه پل نادری ظاهراً مربوط به دوران اخیر است که مردی به نام نادری راهی ساخته و پل را تعمیر نموده است.  پی طاق با ملاط بقیه قسمتهای پا فرق دارد.

چند قطعه بدنه پل در ضلع غربی رودخانه کرخه در آب فرو افتاده و مغروق است و در ضلع شرقی آثار ۵ پی پل عظیم با قلوه سنگ و ملاط گچ و سنگ های تراشیده عظیم باقی است که معلوم است پل راه ارتباطی شرق و غرب رودخانه بوده است.  اهمیت تاریخی این پل بخصوص از جهت ارتباط با ایوان کرخه غیرقابل تردید است و گمان می رود محلی برای تاسیسات ارتباطی منطقه شمالی و سرچشمه های رود کرخه با ایوان کرخه بوده است،  چه آب تاسیسات ایوان کرخه و مزارع وسیع آن بوسیله رودخانه کرخه تامین شده است.  این پل ساسانی طی قرون متمادی مورد استفاده برای رفت و آمد و ارتباط دو قسمت شرق و غرب رودخانه بوده است.  این پل را به نامهای بسیاری مانند کرخه،  بند داوود،  هفت گدار،  پل نادری و پل قدیم کرخه و پای پل نامیده اند.

بررسی میدانی پل بند پای پل،  سی و چهار پایه پل (اعم از سالم،  آثار جای پایه یا فونداسیون ) در شرق و غرب و بستر رودخانه کرخه،  که از این تعداد هجده عدد در شرق رود قرار دارد،  که پنج تای آنها تقریباً سالم است و یکی از آنها از پی خود جدا شده و به پهلو در آب فرو غلتیده و آثار سه تا نیز در بستر رودخانه در میان آب اندکی نمایان است.  در سمت غربی رودخانه نیز آثار سیزده پایه پل وجود دارد که از این تعداد تنها دو پایه پل تقریباً سالم است که یکی از این دو نیز در آب فرو افتاده و بقیه یازده مورد اثر فونداسیون هستند.

مجموعاً با توجه به آثار موجود،  هم اکنون سی و چهار پایه پل (پایه و فونداسیون) قابل رویت است.  حاج عبدالغفار نجم الملک در سفرنامه خود وضع پل بند پای پل را،  در سال ۱۲۹۹ خورشیدی چنین شرح میدهد:  « رود کرخه به فاصله دو فرسخ بالای ایوان سدی داشته،  برای سد در تنگه که دو ضلع رود را دو رشته کوه پست محصور نموده،  استقامت سد در خط مشرق – مغرب است مشتمل بر سی و دو پایه،  این پایه ها را بعضی آب برده در حال حاضر تمام آب کرخه از همان محل سه چهار پایه خراب میرود و در دو محل فاصله ما بین پایه ها را به کلی با آجر و آهک و سنگ مسدود نموده اند.  و مابقی مفتوح است و هیچ کدام سقف ندارد و به کلی خراب شده.  این سد در ظاهر طوری ساخته شده که به جای پل هم استعمال میشود.

در سال ۱۲۸۲ خورشیدی مهندس هلندی هیات دمرگان،  گرات فن روگن،  مطالعات گسترده ای درباره ساختمانهای آبی خوزستان انجام داد. روگن پل بند پای پل را نیز بررسی کرده و شانزده دهنه از این پل بند را دیده است در ساحل سمت چپ ارتفاع پایه ها را ۳ متر تا ۸۰ سانتی متر از سطح زمین تخمین زده و میگوید که در ساحل راست آثار دو پایه دیگر مشهود است که تا تکیه گاه قوسها ادامه دارد.  در این زمان بند پل،  که چهار متر از سطح آب رودخانه بالاتر قرار گرفته بود،  از بین رفته بوده،  ولی قسمتهایی از آن در ساحل دست چپ بین تکیه گاه و اولین پایه هنوز وجود داشته است.  پهنای رودخانه در این نقطه حدود ۶۰ متر بوده است.  در ساحل سمت راست رودخانه در پایین دست پل بند آبگیر یک تونل قرار داشته که در امتداد کرخه ادامه می یافته و به سمت شهر قدیمی ساسانی « ایوان کرخه » پیش می رفته است.

سر اورل استین نیز در گزارش بررسی سال ۱۳۱۵ ه. ق  از پل بند پای پل کرخه می نویسد: « سیمره پس از خمی که در شرق کبیر کوه در مسیر خود دارد وارد خوزستان و کرخه نامیده می شود.  پس از چهارده مایل از صالح آباد (اندیمشک امروزی) به ویرانهای پلی به نام پای پل رسیدیم (در راستای رودخانه ) این نیز مانند پل معروف شوشتر همچون بند یا سد عمل میکرده و  با استفاده از آن زمینهای زراعی را آبیاری می کرده اند و روگن تعدادی از کانالهای قدیمی را که از سر این بند منشعب می شده شناسایی و رد گیری کرده است.

سید محمد تقی مصطفوی در مقاله ای درباره بررسی پل بند پای پل کرخه می نویسد:  « آثار موسوم به پای پل مشتمل بر پایه های جسیم سنگی پل بزرگی که بر روی رود کرخه ساخته بودند و راه دزفول به پشت کوه از آن میگذشت.  پل مزبور را در عهد ساسانی ساخته بودند که فرو ریخته و تنها پایه های آن باقی است پایه های سترگ شش ضلعی پل عهد ساسانی درون رودخانه پدیدار است،  آنچه فعلاً دیده میشود دو پایه در نزدیک ساحل دست راست و شش پایه نزدیک ساحل چپ رودخانه باقی بوده بقیه آنها یا از سطح آب پایین تر یا اساساً از میان رفته است.  پل واقع در محل پای پل هم مانند پلهای شوشتر و دزفول از آثار شاپور اول است.  لوی واندنبرگ نیز درباره این پل بند نوشته است:  « بند دیگری به صورت پل روی رودخانه کرخه،  در عهد ساسانیان،  در محل پای پل ساخته شده.

در کف رودخانه آثار هفت پایه دیده می شود که پی های آن با سنگ ساخته شده و از عهد ساسانی است،  ولی قسمتهای بالای آن جدیدتر است. » باستان شناسان و محققان همگی متفق القول اند که بنای این پل بند به روزگار ساسانی برمی گردد و اکثراً این پل بند را مرتبط با ایوان کرخه و همزمان با بنای این شهر ساسانی میدانند.  اقتدار و تمدن چند هزار ساله عیلام مستلزم برقراری روابط و مبادلات سیاسی و اقتصادی با سایر دول،  به خصوص دولتهای بزرگ میان رودان ( بین النهرین ) بوده است.

این مبادلات نیاز به ایجاد راههای دور و درازی داشت که ناچار رودها و نهرها را قطع میکرد و از روی آنها میگذشت.  برخی از این رودها،  همچون کرخه،  جریانی شدید و غیر قابل کنترل داشت،  ولی مطمئناً عیلامیان برای ایجاد پل هایی بر این رودها،  به ویژه کرخه در غرب پایتخت مهمشان،  یعنی شوش،  تلاش کرده اند.

به خصوص که اونتاش گال یا اونتاش ناپیریشا،  از پادشاهان از سلسله ایکهالکی که در سالهای ۱۲۴۰-۱۲۷۵ پیش از میلاد بر عیلام حکومت میکرده،  شهر مذهبی دورانتاش (چغازنبیل کنونی) را در ۴۵ کیلومتری جنوب شرق شوش بنا نهاده و برای تامین آب آن از رود دز – که از حدود ۵/۱ کیلومتری جبهه شمال شرقی آن عبور میکرده و حدود ۶۰ متر از سطح شهر پایین تر بوده دستور داده که معماران و کارشناسان عیلامی کانالی از محل «پای پل» حفر کنند و به این ترتیب آب رودخانه کرخه را از حدود ۵۰ کیلومتری به مرکز تصفیه خانه آب شهر دورانتاش برسانند.  قسمت عمده ای از این کانال بعدها به نهر هرموشی معروف شد.

با توجه به پایین تر بودن سطح رودخانه ها از زمینهای پیرامون،  پلها چند منظوره محسوب میشدند و عمل سد را نیز انجام میدادند.  بیشتر پلهای قدیمی ایران در واقع پل بند بودند،  یعنی پلهایی که مثل سد عمل میکردند و آب را تا سطحی بالا میبردند که بر زمینها و در نهرهای پیرامون جاری شود.  همچنین هنگام سیلاب این پلهای بند گونه تا اندازه ای کار کنترل سیل را نیز انجام میدادند و گاهی نیز چون آب انبار عمل میکردند،  یعنی در واقع هدف از ساختن پل عبور از رودخانه،  بالا بردن سطح آب،  نگهداری آب،  کنترل سیل و هدایت سیلابها و گاهی نیز استفاده از نیروی آب،  خصوصاً برای راه اندازی آسیابها بوده است.

اضافه بر این اهداف،  پلها را در ایران همواره با توجه به جنبه های هنری و زیبا شناختی بنا میکردند و این ویژگی در آثار برجای مانده از بعضی پلهای قدیمی به خوبی دیده میشود.  اونتاش ناپیریشا در کتیبه ای طرح بزرگ احداث کانال آب رسانی را شرح داده است:  « من،  اونتاش ناپیریشا،  پسر هومبان نومنا،  شاه شوش و انشان،  آرزوی قلبی ام را برآورده و کانالی ساخته ام،  « مایه شهرت من است » با استفاده از قدرت سلطنتم،  برای زندگی و راحتی ام،  در طول روزهای و سالها،  و آن را به خدایان هومبان و اینشوشیناک،  محافظان حریم مقدس،  وقف کرده ام »یکی از نهرهای منشعب از رودخانه کرخه در محدوده پل بند پای پل،  نهر هرموشی است.

قسمتهای زیادی از این نهر،  همانطور که گیرشمن اشاره کرده،  در مسیر همان نهر یا کانال باستانی عهد عیلام قرار داشته که به دستور اونتاش گال برای رساندن آب به شهر اونتاش (چغازنبیل) به طول حدود ۵۰ کیلومتر حفر شده،  اما بر اثر تسطیع زمین برای کشاورزی و حفر کانالهای بتنی به جای نهرهای قدیمی و سنتی متاسفانه قسمت عمده آن از بین رفته است.

این نهر را راولینسون نهر هرمسین یا هرمزین می نامد.  این پل بند ها باید در برابر سیل و تکانهای ناشی از رفت و آمد وسائل نقلیه و اثرات نامطلوب جوی همچون سرما، گرما، باد و باران مقاومت میکردند و از نظر فنی و ساختمانی به گونه ای طراحی و اجرا میشدند که در برابر زلزله،  که از عوامل ویران کننده این سازه ها به شمار میآمده،  مقاوم باشند.  به همین منظور برای استحکام و مقاومت بیشتر از مصالح دائمی و محکمی چون سنگ و از روشهای ساختمان سازی دائمی (اتصال مناسب قطعات) استفاده میشده است.  گزینش مکان مناسب احداث این پل بندها برای عبور دادن سیلاب و تعیین شکل هندسی و مصالح خاص از مسائل فنی اصلی در طرح و اجرای پلها و پل بندهای باستانی در ایران بوده است.  این پل بندها به خط مستقیم شرق به غرب به طول حدود ۶۴۰ متر در عرض بستر و مسیر رودخانه کرخه احداث شده است.  در این سازه،  پایه هایی با پلان پنج یا شش ضلعی و موج شکنهای مثلثی در خلاف جهت آب و در بعضی پایه ها در دو طرف پایه به چشم میخورد،  که به نظر میرسد از ویژگیهای پلهای ساسانی است،  اگرچه این ویژگیها را می توان در پلهای بعد از ساسانی نیز دید.  در دوران ساسانی برای حفاظت بیشتر پایه های پلهای ساسانی است،  اگرچه این ویژگیها را می توان در پلهای بعد از ساسانی نیز دید.

در دوران ساسانی برای حفاظت بیشتر پایه های پلها و پل بندها،  ایجاد سطوح پهن در زیر آنها متداول شد.  این سطوح پهن در واقع نقش فنداسیون پایه های عظیم و حجیم را بر عهده داشتند.  در همه پایه های این پل بند چنین سطوحی به شکل مستطیل و حدود یک تا دو متر پهن تر از کف پایه های ایجاد شده است.  از مجموع پایه های تقریباً سالم این پل بند فقط یکی شش ضلعی و بقیه پنج ضلعی است.  این پایه ها همگی در قسمت جلو نوک تیز یا به اصطلاح دارای موج شکن مثلثی در خلاف جهت آب است و فقط یکی از پایه ها در هر دو طرف جلو و عقب موج شکن دارد.  این موج شکنهای مثلثی در واقع عمل مستقیم آب را انجام میدادند و این شیوه ساخت علاوه بر هدایت مناسب آب،  از لحاظ مکانیکی و مهندسی نیز صحیح و در دوام پل موثر بود،  چرا که موج شکنها مانع از فرسایش پایه های پل در مقابل جریان شدید آب رودخانه میشدند.  مصالح پل بند پای پل عبارت است از:  بلوکها یا قطعات سنگی تراشیده شده از نوع ماسه سنگ،  قلوه سنگهای ریز و درشت رودخانه ای،  آجرهایی با ابعاد گوناگون،  ملاط ساروج و گچ،  بستهای فلزی و احتمالاً تیرهای چوبی،  تخته سنگهای بزرگ به طول ۱۶۵،  عرض ۶۰ و ارتفاع یا ضخامت ۴۸ سانتی متر در ساختمان پل بند پای پل به کار رفته که بیشتر این سنگها را در قسمت پایین پایه ها،  به عنوان دیواری دور تا دور پایه بسیار منظم و دقیق به صورت کله و راسته و بدون بریدگی،  به کار برده اند.  برای استحکام و مقاومت بیشتر این تخته سنگها،  آنها را با بستهای آهنی و سربی به یکدیگر متصل کرده اند.

این بستها به صورت تکی و جفتی در کنار هم به صورت تسمه های فلزی به طول حدود ۳۰ و عرض حدود ۵ سانتی متر دو قطعه سنگ را به هم وصل میکند.  احتمالاً بعد از کار گذاشتن بست آهنی بر روی آن سرب می ریختند،  چرا که سرب در مقابل رطوبت و آب مقاوم تر از آهن است و در حقیقت کاربرد سرب برای محافظت از بست آهنی بوده است.  استفاده از بلوکهای سنگی تراشیده شده برای نمای پایه ها به دوره ساسانی محدود نمی شود،  در بقایای ساختمانهای هخامنشیان نیز سنگهای تراش یافته و صیقلی دیده می شود که برای اتصال آنها از سرب با بستهای فلزی استفاده کرده اند.  که جای آنها به صورت بست در بسیاری از این نوع ساختمانها دیده می شود.  نمونه هایی از سنگهای تراش یافته در بندها و آبگیرها و حتی نهرهای آب رسانی هخامنشیان وجود دارد.

در ساخت پیها و هسته اصلی یا مغز و قسمت میانی پایه های این پل بند از ترکیب قلوه سنگهای ریز و درشت با ملاط ساروج استفاده شده و همانطور که گفتیم اطراف قسمت میانی را،  که قلوه سنگ با ملاط ساروج ساخته شده،  با تخته سنگهای بزرگ تراش یافته پوشانده و نما سازی کرده اند.  ملاط به کار رفته در ساخت این پل بند ساروج است.  محققان به ملاط گچ نیز در این بنا اشاره کرده اند.  نتایج تشخیص اجزای تشکیل دهنده نشان داد که جنس آن ساروج است.  با وجودی که ملاط گچ در معماری ایرانی کاربرد زیاد و مفیدی داشته،  می توان احتمال داد که ،  به دلیل قابل حل بودن آن در آب،  فقط در قسمت طاق این بند استفاده شده باشد و در سایر قسمتها که با آب تماس بیشتری داشته،  از ملاط آهکی (ساروج) استفاده کرده باشند.

از مهم ترین مصالح ساختمانی در ایران قبل و بعد از اسلام آجر بوده،  که از آن علاوه بر بدنه بنا،  برای تزیین آن نیز به وفور استفاده شده است.  در ساختمانهای آبی،  مانند سدها،  آجر در حکم بهترین ماده ساختمانی در نقاط حساس به کار رفته است.  در ساخت پایه ها و بعضی موج شکنهای این پل بند،  چه در زمان ساخت پایه ها و بعضی موج شکنهای این پل بند،  چه در زمان ساخت اولیه چه در مرمتهای بعدی،  آجر کاربرد زیادی داشته و این احتمال وجود دارد که به دلیل کم بودن الوارهای خوب و مناسب دانستن فن ایجاد طاقهای قوسی،  همانند سایر بناهای مشابه،  در این پل بند نیز از آجر برای زدن طاق قوسی بین دو پایه استفاده کرده باشند.

بررسی سطحی نشان می دهد که برای جاری ساختن آب رود کرخه به نهرهای انشعابی،  ایجاد بند بر روی آن ضروری است،  لذا تامین آب چغازنبیل و نهر احداثی آن از پای پل مسلماً مستلزم ساخت بندی بر روی رود کرخه بوده است.  از طرفی در مقایسه ابعاد، رنگ و کیفیت ساخت آجرهای بزرگ به کار رفته در بنای پل بند پای با اندازه آجرهای به کار رفته در بنای تصفیه خانه آب چغازنبیل و همچنین در مقایسه با آجرهای عیلامی نواحی دیگر از جمله در نهری قدیمی در غرب چغازنبیل می توان اذعان داشت که این آجرها از نظر رنگ مشابه (همگی قرمز کم رنگ) و با اختلاف بسیار ناچیزی تقریباً هم اندازه بوده است و ویژگیهای یکسانی از نظر کیفیت و نحوه ساخت دارد (ابعاد تعدادی از آجرهای به کار رفته در کف بنای پل بند پای پل ۷×۵/۳۲×۵/۳۲ و ۸×۵/۳۲×۵/۳۲ و ۷×۳۲×۳۲ و ابعاد آجرهای به کار رفته در تصفیه خانه آب چغازنبیل ۵×۵/۳۲×۵/۳۲ و ۹×۳۷×۳۷ و ابعاد آجرهای به کار رفته در یک نهر قدیمی در غرب چغازنبیل ۹×۵/۳۲×۵/۳۲ است.  از آنجا که کاربرد آجرهای بزرگ از شاخصهای معماری عیلامی است،  میتوان گفت که احتمالاً همه ای آجرها را معماران و کارگران عیلامی ساخته اند.

سر اورل استین در بررسی پل بند پای پل و نهرهای قدیمی منشعب از آن،  به این نتیجه رسیده که این پل مانند سد و بند عمل می کرده و تعدادی کانال قدیمی از سر این بند منشعب می شده و پل بند در حکم سرچشمه یا سر کانال بوده است.  با توجه به احداث کانال انشعابی در عهد عیلام برای آب رسانی به چغازنبیل،  باید در نظر استین تامل کرد،  چون این نظر عیلامی بودن بنای اولیه پل بند پای پل را تقویت میکند.

علاوه بر این،  تمدن و فرهنگ درخشان و پیشرفته عیلام در این زمینه حائز اهمیت است.  به اعتقاد اکثر باستان شناسان اولین طاق هلالی آجری را عیلامیان ساخته اند ( اواسط هزاره دوم پیش از میلاد )،  از طرف دیگر مردمی که قدرت ایجاد زیگورات عظیم و زیبا و شگفت انگیز چغازنبیل را داشته اند،  حتماً توان احداث بند و زدن طاق بر پل را هم داشته اند.  پیر آمیه در این خصوص می نویسد:  « طرز ساختمان بناهای چغازنبیل نشان می دهد که در این زمان فنون پیشرفته و قابل توجهی به خصوص در زمینه مقاومت و ترکیب مواد و در زمینه تقسیم بندی و رسانیدن آب به کار می رفته است،  مانند ساختن جویها و کانالهایی برای رسانیدن آب و حوضچه تصفیه و ترتیبات بهداشتی قصور».  ارتباط تنگاتنگ و روابط مردم و امپراطوری بزرگ عیلام با تمدنهای پیشرفته همزمان خود در میان رودان و راههای ارتباطی آنها و چگونگی گذر از رودها دلایل دیگری است،  که لزوم ایجاد چنین بناهایی را ضروری ساخته است.

گزارش تصویری مرتبط با این مطلب

پل قدیم کرخه بقایایی از سه هزار سال قبل از میلاد

پل قدیم کرخه بقایایی از سه هزار سال قبل از میلاد

پل قدیم کرخه بقایایی از سه هزار سال قبل از میلاد

پل قدیم کرخه بقایایی از سه هزار سال قبل از میلاد

پل قدیم کرخه بقایایی از سه هزار سال قبل از میلاد

پل قدیم کرخه بقایایی از سه هزار سال قبل از میلاد